سینی آیات
از امشب
کبوتران خسته و گرسنه ی صداقت
بر لبه ی
پنجره های اذان التماس افطار می نشینند
و برای دانه ای لحظه شماری می کنند .
پنجره ی آبی نعمت را باز بگذارید .
سفره ی رازِ دلِ افطار را
در عمق آسیب پهن کنید .
نزول سینی آیات روحانی
و کریستالِ نبات شاخه و زعفران
با چاشنی رب
جفر و خرافات
باد و بوران و غم و درد و جدایی یک سو
روز مرگِ چمن و سرو و رهایی یک سو
ما که از جفر و خرافات و دعا بیزاریم
طعنه ی خوب و بد و لفظ ریایی یک سو
آخر ای جان گرانمایه که در زنجیری
بگشا راحت جان را ز گدایی یک سو
ما همان رایحه ی یاس ختن را خواهیم
گر ز لطف و کرمت ره بنهایی یک سو
درد
خانه ی فرهنگ
سلام آقا یدالله
من امروز عازم دشت آلاله های سوخته هستم
قبل از رفتن این کاغذ را برایت نوشتم
بده خاتون تا برایت بخواند
از خانه ی امانی خداوند نگهداری کن
شاید اگر قابل توفیق باشم
به مرقد ملای رومی هم سری بزنم
گلدانهای رنگارنگ حسن یوسف را
قبل از هجوم قبیله ی زلیخا
با